پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

پرهام ، نفس زندگی

دیگه خودم در تاریخ ۲ تیر ماه اومدم وبلاگ رو ادامه بدم

خواب بعد حموم

عزیز مامان، یه روز که بردمت حموم بعد از لباس پوشیدنت اینجوری ولو شدی واسه خواب. اینقدر خوابت میومد که مامان هم گذاشتم به حال خودت قبل اینکه تیشرتتو بپوشم ...
31 تير 1392

خداحافظ کار بیرون مامانی

پسر عزیزم ، مامانی بعد از چند روز سر کار رفتن، به این نتیجه رسیدم که دیگه با کار بیرون خداحافظی کنمو کنار پرهام عزیزم بمونم.آخه مامان پشت میزم که نشستم همه حواسم به شماست. درسته که خاله جون اینا، از جونشون واست مایه میزاشتن.اما بازم دلم نیومد.آخه یه روز دو روز که نبود.درسته به کارم عشق می ورزیدم اما شما مهمتری یکی یه دونه مامان پس خداحافظ کار بیرون  مامانی ...
31 تير 1392

شرح حال پرهام جونم

سلام پسر مامان. امروز که دارم برات می نویسم 4 روزی میشه که 7 ماهت تموم شده و رفتی توی 8 ماه. کلی کارای چدید انجام میدی و اینکه غذای کمکی باعث شده غذای اصلیتو کمتر بخوری. بی نهایت شیطون شدی و به قول خاله یه سره وول می خوری. کلی عکس داری توی این مدت که مامان میزارم از همه کارات.وقتی دایی حامد میگه پر هههههام( با حالت کشیده) سریع نگاش میکنیو می خندی و هنوزم موقع خنده هات دستات کنترلته که میزازی دهنت. الانا دیگه راحت سینه خیز میری به سمت جلو  و همه چیو می گیری . موقع خواب اگه پستونک دهنت نباشه پا میشی و خودت میزاری دهنت. وقتی گشنت میشه میگی هاااام.  ...
26 تير 1392

پرهام و نگاه متعجب به دریا

اولین دریارو وقتی مامان رفته بودم دکتر با مامان جون و خاله جون رفتی و ولی دومین بارو با زندایی جون و مینا جون (4 تایی) رفتیم که زندایی پاهاتو به آب زد و کلی کیف کردی...   ...
26 تير 1392

آقا گاوه

با موزیکال آقا گاوه دنیایی داری.از همه بیشتر هم ببعی و گاوه و هاپورو دوس داری و وقتی میگم ببعی میگه بع بع   دمبه داری  نه نه .خیلی ذوق میکنی ...
26 تير 1392