پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

پرهام ، نفس زندگی

دیگه خودم در تاریخ ۲ تیر ماه اومدم وبلاگ رو ادامه بدم

پرهام خلاق

پرهام عزیزم، نفسم ، امیدم، عاشقتتتتتتتتتتم . دیوانه وار دوست دارم اینقدر دوست دارم که قابل انداره گیری نیست .روز به روز وروجکتر میشی و توی دل همه جاتو بیشتر میکنی. خلاقیتت منو کشته. واسه خودت بازی خلق میکنی اگه چیزی بهت بدم و خودم برم سر وقت کار خودمو دورادور حواسم بهت باشه یهو میبینم یه کارایی می کنی که دلم واست غش میره و میام جلو و حسابی می چلو نمت. میخام شیرین کاریاتو واست لیستشون کنم : 1) وقتی توپتو میگیری پرتش میکنیو چهار دست و پا میری دنبالش و دوباره با اون دستای خوشگلت می گیریشو پرت می کنی.کلو خو نه رو دور میزنی.با  خودت غرق بازی میشی . هم بازیکنی و هم  همبازی (...
10 آبان 1392

پارمیس کوچولو اومد

خدارو صد هزار بار شکر. همین الان عمو سجاد به بابایی خبر اومدن پارمیس کوچولورو داد. اونم دو ماه جلوتر یعنی پارمیس کوچولوی 7 ماهه . به دنیای زمینی ها خوش اومدی فرشته کوچولو.اینقدر خوشحالم که از هیجان دستام یخ زدن.همین امروز داشتم با زنعمو زینب تلفنی حرف میزدمو کلی دلداریش میدادم که اگه بیاد خیالت راحت میشه.فسقلی حرفامونو شنیدو خودشو رسوند زنعمو زینب یکی از بهترین دوستای مامانی هم میشه واسه همین خیلی خوشحالمو خوابم نمیبره و دلم می خواست میرفتم بیمارستان پیشش اما شما توی یه خواب نازیو نمیشه که بشه. ولی فردا حتما میریم می بینیمش ...
10 آبان 1392

جیگر طلا

آخه من حق ندارم بهت بگم جیگر طلا با این قیافه ات این یه نوع ذوق کردن مخصوص خودته که این شکلی میشی اینجا هم  وقتی مشغول بازی میشی و صدات میزنم اینطوری میشی که مامان هلاک این حرکتتم.اینا ااز عکسای جا موندته که مامان تک تک شونو میزارم الان که دارم می نویسم توی یه خواب نازیو مامان دلم واسه تک تک  کارات یه ذره شده.راستی یادم رفت بنویسم که از وقتی رفتی توی 11 ماه( یعنی 10 ماهه شدی) همه جا رو میگیریو بلند میشی از روروئکت گرفته تا مبل و میز و پاچه شلوار مامانو خلاصه دیگه بدون کمک پا میشیو کلی ذوق میکنی بعضی وقتا هم یادت میره که نمی تونی کامل بایستی  و دستاتو از تک...
5 آبان 1392

عید غدیر مبارک

موسس غدیر یعنی  خدا                                 مجری غدیر یعنی پیامبر                                                                          و منصوب غدیر یعنی علی                                            .............................
2 آبان 1392

پرهام و طاها

دو تا طاها داریم : (پسر عمو )که در اصل محمد طاهاست ولی همه صداش میکنن طاها  و رفیق شفیق :طاهای خاله شقایق.  این موضوع باعث شده که فامیلی ها هم  گاهی به کارمون بیاد.از طاهای خودمون 11 ماه کوچیکتری و از دوستت 5 ماه امیدوارم در آینده با دو تا طاها دوستای خوبی باشی و اما عکسایی با طاها( محمد طاها ) که از اوایل تابستونه  وقتی 7 ماهه بودی. طاها سوار موتورت شد تا عکس دو نفره بگیرید اولش خوشحال شدی وقتی اونو سوار موتور خودت دیدی ولی بعدش که دیدی میخنده و خوشحاله.فکر کردی چیز مهمیو از دست دادی بعدش اینطوری شدی  بعدشم اینطوری ا...
30 مهر 1392

پرهام یعنی...

پسر گلم، نفس زندگیم، عمر مامان،دردونه ام ، خیلی زودتر از اینا می خواستم معنی قشنگ اسمتو بنویسم اما امان از این مامان فراموشکار روز 18 رمضان 91 وقتی که مامانی رفتم سونوگرافی و متوجه شدیم که شما گل پسر مامانی، از قبل دو تا اسم کاندید داشتیم. یکی امیر علی  و دومی پرهام. که بابایی تصویب کرد که اسم شما پرهام بشه چون هم معنی خیلی خوبی داره و هم این که به اسم خونوادگیت میاد و هم اصیل ایرانیه و اما معنی پرهام: یکی از قدیمی ترین اسم های پارسی به معنی فرشته خوبی  و هم چنین به معنی پیر همه(پدر همه) . هم چنین نام پارسی و کهن یکی از پیامبران اوللعزم ( به عربی ابراهیم )  ...
28 مهر 1392