پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

پرهام ، نفس زندگی

دیگه خودم در تاریخ ۲ تیر ماه اومدم وبلاگ رو ادامه بدم

توانایی هایی از جنس پرهام

1392/5/27 1:01
نویسنده : خودم
248 بازدید
اشتراک گذاری

پسر نانازم، روز به روز بیشتر عاشقت میشم .هر روز داری دلبریاتو بیشتر می کنی .

تا شال و روسری سرم میبینی دستاتو میاری به سمتم و تا مامان بخوام دکمه های

مانتومو ببندم یا کیفمو وردارم فکر میکنی نمی خوام ببرمت و سریع گریه ات در میاد.

یا روزی که مامان میخواستم برم دهه امیر رضا جون(هم بازی جدیدت) دقیقه نود که

روسری و مانتو تنم بود و آماده بودم ،گفتم شاید دلت شیر بخاد تا خواستم بهت شیر

بدم چنان با ناباوری و تلخ نگام کردی که دلم  واست کباب شد. چون میخواستم بدون

تو برم و از این که آماده نبودی  حرصت دراومد.آخه حالت خوب نبود و منم چون هنوز

یه کوچولو سرفه میزدی گذاشتمت پیش خاله جون تا امیر رضا جون ازت مریض

نشه.خلاصه این که 20 دقیقه نشستمو سریع برگشتم. دلم طاقت نیاورد وقتی

هم اومدم خاله جون با ترانه مخصوصت، تو رو به یه خواب شیرین برده بود. هر

چیزی رو که نخای و بر خلاف میلت باشه پشت سر هم میگی نه نه نه نه  نه که

مامان عاشق گفتنتم.وقتی بخای بری بیرون خوشحال و خندون میگی دَ دَ   دَ دَ

یه چی رو بخای  بگیری4 تا انگشت خوشگلتو جمع میکنی  و تکون میدی مث

شکل بیا  و میگی اده  اده.الانا هم که تازه وارد 9 ماهگی شدی روروئکت

یا تختتو میگیریو از حالت سینه خیز میخای پا شی واستی .خیلی تلاش

میکنی و تا نصفه میای و ما هم دلمون میسوزه و بلندت میکنیم.یه کار خوشگل

دیگه ات اینه که خودت  میری توی استخر بادیت خودتموقتی چیزی رو از بیرون

بخای میای بیرون. به قول خاله شهین مثل ماهی می غلطیماچمامان فدای

 ماهی کوچولوی فندوقی بی دندونمم میشماقلبیکی دیگه ازشاهکاریات

اینه که تا بشقابغذاتو میبینی باید 5 تا انگشتتو بکنی توش تا قانع شی .

اینقد مامان پافشاری می کنماما بازم نمیشه آخرشم کل موهاتو بدنتو همه

جات مالیده میشه بهغذا. خدا نکنه غذاتزرده تخم مرغ باشه که واویلا.

بو گندویی میشی که نگوووونگرانولی مامانی همه جورتو میخورمبغل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)