شرح حال تب ویروسی
هفت ماهگیت تازه تموم شده بود و تازه وارد ماه هشت شدی که یه تب ویروسی
زشت اومد سراغت.مامان سریع متوجه شدم که داغی .استامینوفنتو از صبحش
دادم .بعد از ظهرش گذاشتمت خونه خاله جون تا مامان برم مجلس ختم بابای زن عمو .

اینا عکساییه که خاله عطیه مهربون ازت گرفته.قربون بی رمقی چشات
نگاه کن چه با ابهت نشستی .قربون صبوریات مادر 

فرداش که دیدیم تبت ادامه دار شده بردیمت پیش دکترت.صبق معمول مطب
بی نهایت شلوغ بود ما هم به خاطر اینکه هم کلافه نشی هم بابایی افطاریشو
بخوره بردیمت توی ماشین


آقای دکتر بعد معاینه کلی، گفتش که احتمالا بعد از 3 روز تب 3 روز کل بدنت
دونای ریز میزنه. اگه زد نگران نشید این یه نوع ویروسه که همه بچه ها می گیرن
که همینطور هم شد روز چهارم کل بدنت شد پر دون . ولی در عین حال بیهوش
بودیواسه خواب. بعد هر خواب دونا بیشتر میشد روز پنجم بعد از خوابات دونا کمتر
شد تا رسید به پاهات و خدارو شکر تموم شد

مامان فدای مظلومیتت


ایشالا دیگه توی زندگیت روزای بد و سخت نداشته باشی پسرک عزیزم



شرح حال تب ویروسی
