پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

پرهام ، نفس زندگی

دیگه خودم در تاریخ ۲ تیر ماه اومدم وبلاگ رو ادامه بدم

پدر و پسر

این لباستو از فروشگاه رولان گرفتیم. چون آبی فیروزه ای داشتی.سبز گرفتیم که اتفاقی با لباس  بابایی ست شد.اینم عکس دو نفره تون     از اونجایی که بچه اواخر پائیز و اوایل زمستونی و اینکه همش لباسای پوشیده و گرم تنت بود . توی این عکس از دیدن پاهات که لختن تعجب کردیو چیز عجیبی به نظرت اومده                                                                                   &nbs...
27 ارديبهشت 1392

5 ماه و 5 روزگی

اینجا تازه از حموم اومدی. 5 ماه و 5 روزته.مامانی تنهایی بردمت حموم. تا 2 ماهگی خاله جون میبردت. بعدش با کمک بابایی.امروز خودم تنهایی بردمت به کمک وان و اسفنج توش راحت شسته شدی.الان دیگه آماده یی واسه یه خواب ناز   ...
27 ارديبهشت 1392

تبلیغات پرشین تون ، یکی از سرگرمی ها

پسر گلم ، روزی که می خواستیم ببریمت دکتر گریه می کردی و جیغ می زدی که بشینی منم گذاشتمت روبروی تلویزیون.اینجا هم جمله دوست داشتنیتو شنیدیو  لبخند زدی (( آهای مامان باباها پرشین تون یادتون نره)) عزیزززززمی که فکر  میکنی خانمه داره نازت میده ...
24 ارديبهشت 1392

کریر و پرهام

تازگیا وقتی توی کریرت میشینی سفت جای دستشو نگه میداری   و سرتو بر میگردونیو به این آرم سفیده نگاه میکنی و تا صدات نکنم  برنمیگردی          ...
24 ارديبهشت 1392

به امید بهبودی

عزیزم ،دیروز بردیمت دکتر.کلی بهت دارو داد شربتو قرص و قطره.سرما رفته توی سینه ات . ایشالا که زود زود خوب شی .مامانی دارو هاتو سر ساعت میدم. قربون تحملت بشم .خیلی آقا شدی . مامانی عاشقتم پسر قربونت برم که تا چهار قول واست می خونم تا تهش گوش میدی و آروم میشی تا تموم شه. تقدیم با عشق ...
24 ارديبهشت 1392

پرهام تمیز و خوشحال

پرهام گلم ،از اولشم عاشق حموم بودیو نه گریه می کردی و نه جیغ و داد آروم نگاه میکنی و لذت می بری. اینم عکس بعد از حموم هفته قبلته که بابایی ازت گرفته اینجا هم آماده یی که پاتو بزاری دهنت                                                                          ...
22 ارديبهشت 1392

سوت مخصوص پرهامی

اولش که بابایی سوت میزد واست، باهاش دعوام میشد که این کارو نکنه اما وقتی قیافتو بعد از صدای سوت میبینم دلم غش میره و  تسلیم میشم. به قول بابات این سوت آهنگش مخصوص پرهام که صدات میزنه و تو هم یه خنده خوشگل تحویلش میدی ...
22 ارديبهشت 1392

شروع اولین هات

پسر گلم ،اولین خنده هات آخرای یه ماهگیت بود. و اولین تلاشت واسه نشستن 2/5 ماهه گیت بودی.طوری سر و گردنتو سریع می آوردی بالا که انگار واقعا مث آدم بزرگا میخای بشینی  و وقتی نمی تونستی کلافه میشدی.اولای سه ماهگی انگشتاتو تا  حلقوم میزاشتی دهنت و وقتی خواب بودی من از صدای ملچ و ملوچ می فهمیدم که بیدار شدی. همون موقع ها بود که دکترت گفت که لثه هات آمادگی دندون در آوردن رو داره. اول پنج ماهگیت بود که گذاشتمت توی روروئکت. بوق روی فرمونشو که شبیه تخم مرغه رو کامل گذاشتی دهنت.برای کشف هر چی ، هر چی دستت میرسید میزاشتی دهنت.دقیقااول این ماه ،...
20 ارديبهشت 1392